* Magic Words
می 14, 2008 by horizon
“عزیزم” واژه ی کثیفی ست در قاموس ناپاکان !
* When you became Oblivious …
“عزیزم” واژه ی کثیفی ست در قاموس ناپاکان !
* When you became Oblivious …
عجب ..
آقـــا * هم هوس کرده بره شیراز ،
منم بهش ضد حال زدم ، موندم همینجا !
* سیــ ـد علی . خ
وقتی که می بینی حرف تازه ای نداری و کم کم داری برای اونهایی که دوسشون داری یکنواخت و خسته کننده میشی ، بهتر ِ که یه مدت نباشی تا رنگ و مزه ت به کامشون تکراری نشه !
هر چند که ممکن است در فرصتی دیگر هم _ برای یادآوری خودت _ از دهن افتاده باشی …
[ فعلا ً ]
+ راستی تا دستم از دنیا کوتاه نشده اعتراف کنم : دو تا بازی بدهکارم ، یادم نرفته .. یکی نامه به نوادگانمان در هزاره ی پنجاهم به دعوت محمد ردبول اینا ، اون یکی هم مشــاعره به دعوت پلنگ صورتی جان .. | من شرمنده جــــدا ً !
آقای احمدی نـــ ــژاد !
به نظر شما خر شیطون با اسب امــ ـام زمان نسبتی نداره ؟!
نوروز مبارک
هورایزن سال خوب و خوشی را برایتان آرزومند است .
آسوده خاطر و مطمئن برانید !
نوبهارا ! با نسیم زندگی
غنچه ی طبع مرا هم باز کن
با من دلبسته در تار سکوت
داستانی از بهاران ساز کن
فرخ تمیمی
از وقتی آستانه ی تحمل روحانیم اومده پایین در رابطه با دردهای جسمانی هم کم تحمل شدم ، منی که تا پیش از این لبانم به “آخ” باز نمیشد اینروزها درد آنچنان بر من غلبه میکنه که نای آخ گفتن رو هم ازم میگیره ، و چیزی که تو این کش و قوس بهش رسیدم اینه که بیشتر از خود درد “چرایی درد” و ناشناخته بودنش ِ که آزارم میده … امیدوارم تایم این دوران کوتاه باشه ، خیلی [...] شدم !
ترانه بازی از اینجا شروع شد ..
از طرف جوزف عزیز به این بازی دعوت شدم ، جریانش هم از این قرار ِ که هفت تا جمله یا بیت یا عبارت که بین ترانه ها یه جورایی تکونتون داده باید بنویسین ..
راستش از آخرین باری که یه ترانه یا آهنگ تونسته ارتعاشات ریشتری به روح و روان بنده وارد کنه 3 ، 4 سالی میگذره و هر چی بوده برمیگرده به اوایل دوران جوانی و اون زمانا که داغ بودیم ! از اون موقع به بعد آهنگ گوش کردن من شده آگاهانه ! ( هه هِم ) و بیشتر هم ار آهنگهای بی کلامی که در اونها نوای ویولن و پیانو به طرز هماهنگی با هم مچ شده باشند لذت میبرم و یا اگه حوصله داشته باشم و سلکشنی کار کنم (اوه ! ) کل ترانه های قرن رو زیر و رو میکنم و مناسب حال و روز گلچینی از دوست داشنتی های بی تکان برمی گزینم و برو که رفتیم ! مابقی گوشیدنم هم آهنگهایی هستش که فصل به فصل میاد و به منظور خالی نبودن عریضه در حین کارهای روزانه ت مدام! میشنوی و گاهی وقتا هم دیگه حالت ازشون بهم میخوره و دلت میخواد تمام آلات و اسباب صوتی تصویری رو بکوبونی به دیفال یا از پشت بوم بندازی پایین و خلاص ! اما از اونجا که مرض داری همچنان ادامه میدی تا یهو میزنی یا خودتو ریستارت میکنی یا چیزای دیگه رو
آقا من همون 4 ، 5 سال پیشا هم احساساتم تو قرن سیندرلا و گربه های اشرافی بود ، واسه همین تکونای روحم هم عجیب تکونایی بود ! موندگاری بیشتر ترانه های من هیچ ربطی به ریتم و مفهوم ترانه نداره و صرفا ً موقیتهای خاص و فراموش نشدنی زندگیم موندگاریشون رو رقم زده .. یه چیز تو مایه های خاطره ها و این حرفا ! و بدتر از همه اوناییه که کسی تو احساساتش واست زمزمه کرده باشه و خود الاغش دیگه تو روزگارت نباشه ..
* من دوس ندارم به کسی غیر از خودم بگم الاغ اما الان حال ندارم اسم مناسبی براش پیدا کنم .. از خاطراتم معذرت ! ..
1 . همه جا عطر تو پیچیده ولی … [ شادمهر - اشک من ] : چرا باید وقتی خونه ی دلت متروکه .. واسه در زدن بازم دنبال یک بهونه گشت .. ( من واقعا ً فهمیدم خیلی خودخواهم ، بعدها فهمیدم بقیه چقدر خودخواهن ! )
2 . اینو یه شب وقتی رو به موت بودم تو حالت خواب و بیداری شنیدم فکر کردم اون دنیام .. بعدنا که دیدم صدا و سیمای ج.ا چه استفاده های نامشروعی ازش کرده غصه خوردم .. [ علیرضا عصار - آیه های عاشقانه ] : تو در جان منی ، من غم ندارم .. تو ایمان منی من کم ندارم
3 . این یکی در سه جای متفاوتش در سه زمان متفاوت سه حس متفاوت بهم داده :
یه بار شب قبل یه اتفاقی که رسما ً واسم تو اون دوران حکم معجزه رو داشت از ته دل شنیدم .. [ بیژن مرتضوی - یه قطره دریا ] : معجزه کن ای معجزه گر !
بار دوم خیلی تو کف دریابیدن لحظه ها بودم این تیکه ش خیلی شارژم میکرد :
از جشن رنگین ماهیا ، یه قطره دریا به من بده
از خواب ترد قناریا ، یه شاخه رویا به من بده
از کهکشون افسانه ، یک رنگین کمون جا به من بده
از آب و مهتاب و خاطره ، یه لحظه فردا به من بده
بار سوم من و همون الاغه ( اونزمانا بهش میگفتن بزی گویا ! ) نسبت به ساعتهای گوش دادن ِ این آهنگه تله پاتی داشتیم !
- یکی دیگه از آهنگهایی که لطیف بودنش ( مسخره م نکنین روحم نازکه خب !) ناخودآگاه لبخند رو به لبام میاره ( ولی تکونی نیس ) : لوند و دلبرانه س - چند بار امتحان کردم هر دفعه بَشاش شدم
4 . [ سیاه پوشا - ابی ] : هنوزم میشه تسلیم شب و اسیر کابوس نشد ..
5 . این از اونایی بود که اگه الاغی واست خونده باشه بعدا ً عذاب وجدان میگیری اگرم عذاب وجدان نگیری ممکنه 100 بار در روز گوش بدیش .. [ تحمل کن - ابی ] : منو نسپر به فصل رفته ی عشق .. نذار کم شم من از آینده ی تو .. به من فرصت بده گم شم دوباره .. توی آغوش بخشاینده ی تو ..
6 . این یکی رو نمیدونم حکایت موندگاریش دقیقا ً چیه اما شروع این آهنگ یه بازه ی زمانی رو به سرعت برق و باد از ذهنم میگذرونه .. [ Hello - Evanescence ]
7 . این یکی قدیمیه .. ماقبل عصر همون کارتونای مذکور ! [ Honey - Boby Goldsboro ] : آخی .. اینجاش مو به تنم سیخ میشد : I wake up nights and call her name ..
این بود ترانه های خاک خورده ی من که زمانی تکونم داده بودند .. { مرسی جوزف ..اینروزا کاملا ً به این پرتاب شدن نیاز داشتم تا در کنارش چیزهای ساده ای که فراموش کرده بودم به یاد بیارم }
این بازی هم همانند بازیهای دیگه دعوتیه گویا ، 7 نفر بعدی : زبل خان ، توکا ( که محتملا ً الان از مرز رد شده ! ) ، داریوش ، الف.میم ، بارباپاپا ، redbull ، FAnCy FrEe
( من تنها مشکلی که تو این بازیا دارم این دعوتنامه ی آخرشه ، اونایی رو که دعوت میکنم میترسم یا تو اسپاسم (!) اخلاقی گیر کنن مجبوری بنویسن یا اینکه نه تنها تو این قضیه گیر نکنن بلکه به هیچیشون هم حساب نکنن اونوخت من بد ضایع شم .. در مورد اونایی که دعوت نمیکنم یا فکر میکنم پایه نیستن و حوصله ی بازی ندارن یا اینکه پایه اند و فکر میکنن من چقدر خرم که تصوراتم برعکسه … البته این چند خط رو بهمراه سطرهای دیگه ای که خودتون صلاح میدونین جدی نگیرین .. چون بالاخره هر آدمی مشکلات روانی خاص خودشو داره ! خب ؟ )
+ بعدا ً نوشت : بیخن نیز هورایزن را به این بازی دعوت کرده بوده است
خانوما آقایون صادقانه ، خالصانه ، در حقیقت باید بگم عاجزانه عرض میکنم .. من چمه ؟ ( این سوال به راستی جدی ست ! ) نه می تونم بنویسم ، نه میتونم فکر کنم ، نه می تونم کار کنم ، نه میتونم تمرکز کنم ، نه میتونم بشینم ، نه میتونم پا شم ، نه میتونم بخوابم ، نه میتونم بخورم ، نه میتونم به علایقم بپردازم ، نه اصلا ً میتونم علایقی داشته باشم (آدم و اشیاء هر دو مورد ) + چند تا چیز دیگه که بدجور ضایع س .. خلاصه که حالم خیـــلـی خوبه !
حال با تشدید علائم فوق ، به نظر شما من چمه ؟
1 ) آیا جایی چیزی گشاد شده ؟! موقتیه ؟ دائمی ِ ؟
2 ) تعطیلم رسما ً باید همین روزا واسه جواز دفنم اقدام کنم ؟
3 ) از اولش هم همین بودم الان عود(اود) کرده ؟
4 ) از علائم ظهور ِ ؟
5 ) تمام موارد ؟
6 ) هیچکدام ؟
از عزیزان همیشه در صحنه تقاضا دارم نسخ پیشنهادیشون رو به منظور بهبود حال اینجانب هرچه سریعتر بپیچند و مرقوم بفرمایند
والسلام و علیکم - سید هورایزن الدوله ی ناسید